تبلیغات
ادبیات فارسی - انواع واو در زبان فارسی
درباره من
این وبلاگ جهت افزایش اطلاعات ادبی شما در حیطه ادبیات فارسی ساخته شده است . لطفا مارا از نظراتتان آگاه سازید . با تشکر
نویسندگان
جستجو در وبلاگ
نویسنده :سینا بابایی
تاریخ: جمعه 14 خرداد 1395 12:53 ب.ظ
انواع واو

1- واو تفریق : این نوع واو برای تشخیص و تفریق تلفظ در نوشته ها آورده می شود . مثل : عمرو که عَمر خوانده می شود .

2- واو عطف : این نوع واو بین دو کلمه ( واژه ) دارای نقش یکسان می آید . کلمه ای را که قبل از واو عطف می آید را معطوفٌ علیه و کلمه ای را که بعد از آن می آید را معطوف می نامند . مثل : حسین و حسن آمدند . در اینت جمله ، حسین و حسن دارای نقش یکسان (اسم) هستند و حسین معطوفٌ علیه و حسن معطوف و واوی که میان آن دو آمده است واو عطف می باشد.

3- واو معدوله : یک نوع واو که کاربرد بسیار فراوانی در کتابت فارسی دارد واو معدوله است . در تعریف واو معدوله می توان گفت : نوعی واو که نوشته می شود ولی خوانده نمی شود و به همین سبب در زبان فارسی در حوزۀ واج شناسی هنگام نوشتن واج های یک کلمه این نوع واو را به حساب نمی آورند چون صدا ندارد . مثل : واو در کلمه خواهر که واوِ معدوله است .

4- واو ربط : در تعریفی ساده از واو ربط میتوان گفت ؛ نوعی واو که میان دو جمله می آید و آن دو جمله را به هم مربوط می سازد . مثل : علی از مدرسه آمد و نماز خواند .

5- واو معیت : نوعی واو که به معنای : «همراه با» ، «مع» است و اغلب در شعر مشاهده می شود. مثل : گفتم من و طالع نگونسارم . ( گفتم «مسعود سعد سلمان خودش را می گوید» من همراه با بخت و اقبال نگونسارم«وارونه ام » )

6- واو مقابله (تقابل): نوعی واو که حرف اضافه است و به معنای : « در مقابل » است . مثل : عمر برف است و آفتاب تموز . ( عمر مانند برف است «تشبیه» در مقابل آفتاب مانند تموز « ماه اول فصل تابستان - تیر ماه» است.

7- واو مباینت (استبعاد) : نوعی واو که در جملات بدون فعل برای برجسته کردن پیام می آید و معنای آن «دور بودن» است .
مثل : پدر و بدقولی . ( پدر هیچ گاه بدقولی نمی کند.)یا(پدر با بدقولی میانه خوبی ندارد.)

8- واو ضمیر : این نوع واو اغلب در شعر (نظم) دیده می شود و معرف مرجعش می باشد . مثل : کاو (که او)

9- واو میان وند : این نوع واو بین تکواژ های واژه مشتق - مرکب می آید . مثل : آموزش و پرورش

10- واو وند اشتقاقی : این نوع واو معنی کثرت (زیاد بودن) یا نسبت می دهد و اغلب در زبان محاوره یا در نمایشنامه ها و یا در داستان هایی که به زبان محاوره بیان می شود می آید . مثل : شکمو - نق نقو 

11- واو حالیّه : این نوع واو معنای :« در حالی که » میدهد . مثل : محبوسم وطالع است منحوسم . (حبس شده « زندانی» هستم «مسعود سعد سلمان خودش را می گوید » در حالی که بخت و اقبالم نحس شده است . 

12- واو پسوند تحقیر و تصغیر : این نوع واو نیز مانند واو وند اشتقاقی ، بیشتر در زبان محاوره استفاده میشود . مثل : پسررو - مردرو و...
 








ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :