تبلیغات
ادبیات فارسی

شعر طنز ماه مبارک رمضان

دل میرود زدستم! دکتربده دوا را

نسخه بپیچ کم کم، دردم شد آشکارا

 

دل درد و زخم معده آید سراغم این ماه

لطفی کن ای طبیبا ، معذوردار ما را

 

کلّیه ام دوباره این ماه سنگ سازد

آمپول و قرص و شربت تجویز کن نگارارا

 

ازفرط تشنه کامی چشمم رود سیاهی

باشد که باز بینم ، در مطّب آشنا را

 

هردکتری که رفتم آنهم سرش شلوغ است

بعضی کند مداوا ، با عدّه ای مدارا

 

دکتر خیال کرده دردم بهانه باشد

عذرم نمی پذیرد یا ایها السکارا

 

امّا صلاح این است! باید گرفته باشی

دفترچه بیمه دستی، دستی دگر دوارا

 

وقت ناهار کمتر باید که خورده باشی

افطار هم دوباره ، فرصت شمار یارا

 

درمسجدِ مَحلّه ،ما را گذرندادند

گفتن پیاز خوردی! تغییرده ، غذا را

 

یک ماه روزه خوردی در پستوی اتاقت

۱۰روز هم گذشته سّرت کن آشکارا

 

درخواب نازبودم!! گفتا یکی سحرگاه

وخه یره دگه سحر رفت باخار قتقارا


تاریخ ارسال : شنبه 30 خرداد 1394 01:19 ب.ظ | نویسنده : سینا بابایی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:42 ق.ظ
Good post. I'm dealing with a few of these issues as well..
تاریخ ارسال : سه شنبه 17 مرداد 1396 10:12 ق.ظ
Very soon this website will be famous amid all
blogging and site-building users, due to it's nice articles
تاریخ ارسال : سه شنبه 22 فروردین 1396 08:14 ب.ظ
Simply wish to say your article is as astounding.
The clearness in your post is simply nice and i
could assume you are an expert on this subject. Fine with your permission let me to grab your RSS feed to keep up to date with forthcoming post.
Thanks a million and please continue the rewarding work.

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر